:: یکی از فانتزیام اینه که اونی که دوسش دارمو ...!

یکی از فانتزیام اینه که اونی که دوسش دارمو
هی موهاشو بکشم،
لباشو كبود كنم،
گازش بگیرم.
بزنم با متکا لهش کنم ...
بلندش کنم شرو کنم به دوِیدن انقد که از ذوق جیغ بزنه.
بعدش تو افق محو شیم بقیشم به شما ربطی نداره ...
+ نوشته شده در جمعه ششم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 21:29 توسط محمد حسین دادخواه
|
زبان گويا نيست در بيان و ايجاد ارتباط يــک طرح خــوب دو کلـمه بيــشتر نــدارد